X
تبلیغات
رایتل

بریم بگردیم

رودخانه وچشمه شتری عروسان

                                                      بنام خالقه بهار

عرض بهترین تبریکها وشادباشها


سری قبل که رفتم کویر عروسان رودخونه ای که دیده بودم خیلی کنجکاو شده بودم که تواین بیابون برهوت اب رودخونه ازکجا سرچشمه میگیره تااینکه دوستم خوبم اقای بابک مسئول گروه کوهنوردی اسمان البرز ازم خواست یه برنامه کویر ببرمشون منم برنامه کویر عروسان پیداکردن ابتدا وانتهای رودخونه وکنکاش در محوته چشمه شتری


7نیم رسیدیم منطقه کمی خوابیدیم بیدارشدیم صبحانه جانانه ای خوردیم اقابابک نهارو عدسی بار گذاشت حرکت کردیم رفتیم کنار رودخونه شالو کلاه کردیم کناررودخونه ادامه مسیردادیم باورتون نمیشه توی اون بیابون کنار اون رودخونه شور تلخ  چه حیات وزندگی زیبایی بود از درختچه گرفته تا گل و گیاه  قارچ وسنجاقکو پروانه ومورچه مارمولکهای مختلف وپرندهای گوناگون مارمولک هرنقطه با نقاط دیگر از نظر رنگ پوست باهم فرق میکردن گرمای هوا حدودا 29درجه مثبت بود ولی نسیم کنکی روحو جان ادم رو تازه نگه میداشت همین طور که خلاف جهت اب رو میرفتیم هرچی به مقصد نزدیکتر میشدیم برعکس رودخونهای دیگه اب کمتر میشد تا رسیدیم به جاییکه اب تموم شد ورودخونه باتلاقی شد وتوسط دوتا ابشارپشت سرهم بن بست گردید برام سوال بود چرا اب در مقصد تموم شد.ازرود خونه اومدیم بیرون رفتیم بالای سر ابشاررودخونه خیلی بزرگ وخشکیده ای دیدیم مثل یک مار غولپیکرتنیده شدبود به ماسهای تفتیده شده نمیشد بفهمی که 100متر جلوتر به کدام سمت خواهد پیچید . ادامه مسیر دادیم ساعت 3بعداز ظهر رسیدیم به یه کوه سیاه رنگ سنگلاخی که بسیار عجیب بود رود خونه پیچیده بود پشت کوه ومتاسفانه به علت کمی وقت کمی استراحت کردیم وبه ناچار بگشتیم.

با نگاه کردن به جی پی اس متوجه شدیم تقریبا از نقطه شروع 100متر ارتفاع گرفتیم تازه متوجه  شدم اب رودخونه به صورت چشمه از کف رود خونه در میاد وهرچی ارتفاع میگرفتیم اب رودخونه کمتر میشدوانتهای رود خونه هم دریک دریاچه نمک ناپدید میشد

عکسها رو ببینید































انشاا.... لذت برده باشین سوار ماشین شدیم حرکت کردیم به سمت کمپ نهار وکه عدسی بود وای چقدر چسبید خوردیم خوابیدیم وقتی بیدار شدیم هوا تاریک شده بود چایی خوردیم کلی باهم خندیدیم و برای تماشای ستارهازدیم بیرون چقدر زیبا بود شام هم کلجوش سفارش داده بودم وقتی برگشتیم دیدم یکی از بچهای محلی یدونه بجه جوجه تیغی گرفته چندتا عکس گرفتم بامزه بود بعدش هم خواهش کردم ولش کنه 




خلاصه شام رو که کلجوش بود خوردیم نفهمیدیم کی صبح شد یه صبحانه مشتی خوردیم راه افتادیم به سمت چشمه شتری نزدیک دریاچه نمک شدیم بارندگی هفته پیش همه جاشو بتلاق کرده بود مجبور شدیم یه مصافت 40دقیقه ای روتاچشمه پیاده بریم بچه هاکه برای اولین بار میدیدن ماتومبهوت مونده بودن قرار بود اطراف چشمه چند ساعتی پیاده روی کنیم که بدلیل باتلاقی بودن نشد عکسی گرفتیم میوه ای خوردیم دربرگشت کمی سافاری کردیم


 












بالاخره باروبندیل رو بستیم حرکت کردیم بسمت منزل سرراه یسرهم به کویر مصر نیزارو چال سکندرون زدیم خیلی شلوغ بود


دوستان بزرگواری کنید انتقادوپیشنهاد وراهنمایی یادتون نره


دوستان اگه دوستداشتن این منطقه رو بازدید کنن بهرتریقی که دوسدارن ارتباط برقرار کنن در خدمتشون هستم


    شنیدن کی بود مانند دیدن


     به امیددیدار